تلنگر بیست و هفتم

زبانش زخم شده بود..

طلبه ای بود قطع نخاعی..

وسط امتحانات مرخصی می خواست.

گفتم: الان چرا ؟ حیفه .. گفت: از خانواده ام خجالت می کشم

که دائما به آنها بگویم کتاب را برایم ورق بزنید.

برای همین با زبانم ورق می زنم.

 

ولی الان دیگر زبانم زخم شده است...

 

یا زینب  التماس دعا



/ 16 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپیده

سالهاســت، نبودنت در شبــهای پاییز، یک ساعت زودتر، شروع می شود!... "السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه" سلام وب بسیار زیبایی دارید. این پستتون هم واقعا زیبا بود[دست] با اجازه لینکتون کردم. اگه خواستید منو با نام وبم لینک کنید

هوالرحمـــــــــــــــن

مدت ها در انتظار سفری هستی، دست به دامن پنجره فولاد می شوی، نیمه شعبان احیا می گیری... هرجا که حالی دست داد دعا می کنی که راهی شوی آن هم با هم پروازانی که با هم به شوق رفتن بال زده اید! تا اینکه چله های شوق وصال به بار می نشیند و دعوت می شوی... آماده که نیستی اما در جستجوی گمشده ای راهی می شوی... پای پیاده راه میفتی تا رسم عاشقی را از خودش بیاموزی... راه میفتی تا شاید کمی زینب باشی برای حسیــــــــن! احساسی که تا بحال تجربه اش نکرده ای! برای اربعین کلی زائر کربلا داریم...خواستیم آماده شویم برای رفتن... حرفی، روضه ای، سفارشی، حسرتی، التمـــــــــــاس دعایی... اگر دارید مهمان ارباب شوید در هیئت حضرت معصومه(س) دوستان هم پروازمان بدون شک فراموش نمی کنند دعا برای عاشقانی که شوق رفتن دارند...

مهدیه بانو

اگر چهار مرتبه بگویی بیچاره-ام و عادت کنی، اوضاع خیلی بی ریخت می شود... همیشه بگویید الحمدلله، شکر-خدا. بلکه بتوانی دلت را هم با زبانت همراه کنی. اگر پکر هستی دو مرتبه همراه با دلت بگو الحمدلله. آن وقت غمت را از بین می برد... امیدوارم جلوی-زبانت را بگیری که موثر است.

مهدیه بانو

"خداوند"تنها روزنه امیدیست که هیچگاه بسته نمیشود...تنها کسی است که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد...با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت...تنها خریداریست که اجناس شکسته را بهتر بر میدارد...تنها کسی است که وقتی همه رفتند"میماند...وقتی همه بهت پشت کردند آغوش میگشایدووو"خدا"را برایتان آرزو میکنم..........

ali

خیلی جالب بود[ناراحت]

نفس...

تلنگـــــر: همه فکر می کنند چون گرفتارند به خدا نمی رسند! اما چون به خدا نمی رسند گرفتارند... از هر راهی كه داری میری همین الان پات رو بكوب رو ترمز! فرمون رو بچرخون و بنداز تو "صراط مستقیم" تا تـــهِ تــــــهِ ش برو میرسی به خـــــــــــدا... حتی اگه آخرش بن بست باشه!

بازم من

سلام خادم تو چقدقشنگ مینویسی.

مهدیه بانو

از تمام رمز و رازهای عشق جز همین سه حرف جز همین سه حرف ساده ی میان تهی چیز دیگری سرم نمی شود من سرم نمی شود ولی... راستی دلم که می شود با پست جدیدم به روزم و منتظر حضور سبزتون یا علی

خلوت نشین

سلام و رحمت با خومدن این نوشته خودم رو بیش از پیش مدیون دو قشر میدونم : شهداء و جانبازان امام زمان عج ؛ که چه سربازان مخلصی دارند (طلبه ها ) و من این میان چقدر وصله ناجورم ... ممنون که ما رو دعوت کردید به این مکان مقدس. التماس دعا